روش زندگی امیر المومنین(علیه السلام)

یکی از جملات بسیار والای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در مورد علی (علیه السلام)چنین بیان می دارد: « اگر آسمان ها در یک کفه ی ترازو و ایمان علی در کفه ی دیگر ترازو باشد به طور حتم ایمان علی (علیه السلام) بر آن ها فزونی می کند».
در مورد علی (علیه السلام) روایات بسیاری وارد شده است که نشان دهنده مقام والای ایمانی و اخلاقی آن حضرت است. خود آن حضرت می فرماید: خدایا من تو را به طمع بهشت و یا ترس از جهنم عبادت نمی کنم بلکه تو را مستحق و سزاوار پرستش یافتم. و فرمود رسول خدا من را هزار باب از علم یاد داد که هر بابی هزار باب دیگر باز می کند و فرمود:« درباره اسرار غیب ها از من بپرسید که من وارث علوم انبیاء و مرسلین هستم».
از ابن عباس روایت شده است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود:« علی ابن ابی طالب دانشمند ترین امت من است و در مورد آنچه پس از من اختلاف کنند داناترین آنها به داوری کردن است».
امام علی (علیه السلام) چنان تبحر و تیز هوشی و سرعت ادراک و انتقال زیادی داشت که همه را متحیر می ساخت و به فکر وا می داشت. عمر در یکی از مجلس های خود گفت: یا علی تعجب من از اینکه تو بر تمام مسائل علمی و قضایی و فقهی احاطه داری نیست بلکه تعجب من از این است که تو هر گونه سوال مشکلی را در هر موردی که می باشد بلافاصله و فوری و بدون اندیشه و تامل جواب می دهی! حضرت فرمود: ای عمر این دست من چند انگشت دارد؟ گفت پنج انگشت، فرمود: پس چرا تو در پاسخ این سوال اندیشه نکردی؟ گفت این واضح است و معلوم است احتیاجی به اندیشه ندارد. علی (علیه السلا) فرمود: کلیه مسایل در نظرمن مانند پنج انگشت در نظر توست!
علی (علیه السلام) به هیچ وجه دو نوع غذا در یک وعده استفاده نکردند، چنانکه در شب شهادتش نیز به دخترش ام کلثوم که برای او نان و شیر و نمک فرام کرده بود فرمودکه مگر نمی دانی که پدرت تاکنون بیش از یک نوع غذا نخورده است. شیر را بردار و نمک کافی است.
امام باقر (علیه السلام) فرمود: به خدا سوگند شیوه علی (علیه اسلام) چنان بود که مانند بندگان غذا می خورد و بر زمین می نشست،دو پیراهن سنبلانی می خرید و غلامش را مخیر می نمود که بهترین آن ها را بردارد. به مردم نان گندم و گوشت می خورانید و خودش در منزل نان جو با سرکه می خورد. هزار بنده را از دست رنج خود آزاد کرد، آن حضرت بیشتر اوقات بر روی خاک می نشست به همین جهت او را ابوتراب نامیده اند.
مسلک او مسلک حق و عدالت بود و در این امر به قدری سخت گیر بود که فرزند دل بند خود را با سیاه حبشی یکسان می دید، او همیشه از نایبان خود بازجویی می کرد و حق مظلومان را از ستمگران می گرفت و به حق می رساند. سخنان آن حضرت در ظلم ستیزی الگوی همه طرفداران حق و عدالت است. فرمود: به خدا سوگند اگر شب را تا صبح بر روی خار سعدان به بیداری بگذرانم و مرا در زنجیر ها بر روی آن خارها بکشند در نزد من بسی خوش تر است از اینکه در روز قیامت خدا و رسولش را ملاقات نمایم در حالی که به بعضی از بندگان خدا ستم کرده و از مال دنیا چیزی غضب کرده باشم و چگونه به خاطر نفسی که تندی به سوی پوسیدگی برگشته و مدت طولانی در زیر خاک خواهد ماند به کسی ستم نمایم.
خطاب به مالک اشتر به عنوان والی مسلمانان چنین می فرماید: ای مالک باید که دوست ترین و دشمن ترین زیر دستانت نزد تو آن کسی باشد که بیش از همه در صدد عیب جویی مردم می باشد زیرا که مردم را عیوب و نقاط ضعفی می باشد  که برای پوشانیدن آنها والی و حاکم از دیگران شایسته تر است. پس مبادا عیوب پنهانی مردم را که از نظر تو پوشیده است جستجو و آشکار سازی، چون که تو فقط عیوبی را که آشکار است باید پاک کنی و خداوند به آنچه از نظر تو پنهان است حکم می کند، پس تا می توانی زشتی مردم را بپوشان.

گردآورنده: علی زاده لطفی



[ موضوع ] : حوزه علمیه
[ برچسب ها ] :
ن : عبدالهی
ت : جمعه, ۱۰ فروردین ۱۳۹۷
نظر شما در مورد اين پست چيست ؟

دیدگاه خود را به ما بگویید.

 
 
  آقا " تقصیر " شما نیست ... که " تصویر "شما نیست من آیینه ای پر شده از گرد و غبارم ..!  
 
محمد بن حسن عسکری (عج) آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله، صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.