ولادت حضرت محمد مصطفی(ص) و امام جعفر صادق(ع)

mohamadsadegh

تولد نور

امام صادق(ع) به نقل از سلمان فارسى فرمود: پیامبر اکرم(ص)فرمود: خداوند متعال مرا از درخشندگى نور خودش آفرید نیز امام صادق(ع) فرمود: خداوند متعال خطاب به رسول اکرم(ص)فرمود: «اى محمد! قبل از این که آسمان‏ها، زمین، عرش و دریا راخلق کنم. نور تو و على را آفریدم…».

ثقه ‏الاسلام کلینى(ره) مى ‏نویسد: امام صادق(ع) فرمود: «هنگام ولادت‏ حضرت رسول اکرم(ص) فاطمه بنت اسد نزد آمنه (مادر گرامى پیامبر)بود. یکى از آن دو به دیگرى گفت: آیا مى ‏بینى آنچه را من‏ مى ‏بینم؟

دیگرى گفت: چه مى ‏بینى؟ او گفت: این نور ساطع که ما بین مشرق ومغرب را فرا گرفته است! در همین حال، ابوطالب(ع) وارد شد و به‏ آن‏ها گفت:

چرا در شگفتید؟ فاطمه بنت اسد ماجرا را به گفت. ابوطالب به او گفت: مى‏ خواهى بشارتى به تو بدهم؟ او گفت: آرى. ابو طالب گفت:

از تو فرزندى به وجود خواهد آمد که وصى این نوزاد، خواهد بود .

سیمای محمد(ص)

امام جعفر صادق(ع) فرمود: امام حسن(ع) از دائى‏اش، «هند بن ابى‏ هاله‏» که در توصیف چهره پیامبر(ص) مهارت داشت، در خواست‏ نمود تا سیماى دل آراى خاتم پیامبران(ص) را براى وى توصیف‏ نماید. هند بن ابى هاله در پاسخ گفت: «رسول خدا(ص) در دیده‏ هابا عظمت مى ‏نمود، در سینه‏ ها مهابتش وجود داشت .قامتش رسا، مویش ‏نه پیچیده و نه افتاده، رنگش سفید و روشن، پیشانیش گشاده،ابروانش پرمو و کمانى و از هم گشاده، در وسط بینى برآمدگى ‏داشت، ریشش انبوه، سیاهى چشمش شدید، گونه هایش نرم و کم‏ گوشت.دندان هایش باریک و اندامش معتدل بود. آن حضرت هنگام راه‏ رفتن با وقار حرکت می‏کرد. وقتى به چیزى توجه می‏کرد به طور عمیق‏ به آن می‏نگریست، به مردم خیره نمیشد، به هر کس می‏رسید سلام‏ میکرد، همواره هادى و راهنماى مردم بود.

براى از دست دادن امور دنیایى خشمگین نمی‏شد. براى خدا چنان غضب ‏می‏نمود که کسى او را نمی‏شناخت. اکثر خندیدن آن حضرت تبسم بود،برترین مردم نزد وى کسى بود که، بیشتر مواسات و احسان و یارى ‏مردم نماید…»

سعدى با الهام از روایات، در اشعار زیبایى آن حضرت را چنین‏ توصیف نمود:

ماه فرو ماند از جمال محمد سرو نروید به اعتدال محمد قدر فلک را کمال ومنزلتى نیست در نظر قدر با کمال محمد وعده دیدار هر کسى به قیامت لیله اسرى شب وصال محمد آدم و نوح و خلیل و موسى وعیسى آمده مجموع در ظلال محمد عرصه گیتى مجال همت او نیست روز قیامت نگر مجال محمد و آن همه پیرایه بسته جنت فردوس بو که قبولش کند بلال محمد شمس و قمر در زمین حشر نتابد نور نتابد مگر جمال محمد همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد تا بدهد بوسه بر نعال محمد شاید اگر آفتاب و ماه نتابد پیش دو ابروى چون هلال محمد چشم مرا تا بخواب دید جمالش خواب نمیگیرد از خیال محمد سعدى اگر عاشقى کنى و جوانى عشق محمد بس است و آل محمد

مصونیت و پیراستگى پیامبر از خلاف و خطا، بسان دیگر پیامبران داراى مراحل سه‏ گانه است، و این مراحل عبارتنداز:
۱- مصونیت مطلق (عمدى و سهوى) در تبلیغ شریعت.
۲- عصمت از خلاف و گناه در رفتار و گفتار.
۳- پیراستگى از خطا و لغزش در جریانهاى عادى.

پیامبر اسلام و پیراستگى از گناه‏

گذشته از آیات فراوانى که بر عصمت همه پیامبران از گناه دلالت دارند، مى‏ توان از آیه ذیل مصونیت او را از گناه استفاده کرد:
«و ان کادوا لیفتنونک عن الذى اوحینا الیک لتفترى علینا غیره و اذاً لا تخذوک خلیلاً»
«آنان (مشرکان) نزدیک بود که با پیشنهاد خود، تو را از آنچه، به تو وحى کردیم، بفریبند، تا غیر آن را به ما نسبت دهى در این هنگام تو را دوست خود بر می‏گزیدند».
«و لولا ان ثبتناک لقد کدت ترکن الیهم شیئا قلیلاً»
«اگر به تو استوارى نمى‏ بخشیدیم، نزدیک بود که مقدار کمى به آنان متمایل گردى» .
«اذا لا ذقناک ضعف الحیوه وضعف الممات ثم لاتجد لک علینا نصیراً» (اسراء /۷۳-۷۵).
«در این صورت دو برابر مجازات (مشرکین) در زندگى دنیا و دو برابر مجازات آنان در سراى دیگر را به تو مى ‏چشاندیم، آنگاه در برابر ما، یاورى پیدا نمى‏کردى».
مفسران درباره علت نزول آیات، شأن نزولهاى گوناگونى نقل کرده‏اند که بسیارى از آنها به خاطر مکى بودن آیات، صحیح و استوار نیست، تنها شأن نزولى که با زمان نزول آنها تطبیق می‏کند، همان است که ابى حفص «صائغ» از امام باقر (ع) نقل مى‏ کند که قریش به پیامبر پیشنهاد کردند که آنها خداى او را یک سال بپرستند مشروط بر این که پیامبر نیز بتان قریش را به همین اندازه پرستش نماید.
اختلاف شأن نزولها در مفاد آیه تأثیرى ندارد آنچه مهم است این است که در آیه «ولو لا ان ثبتنناک لقد کدت ترکن الیهم» دقت کافى انجام دهیم و براى توضیح دلالت آیه نکاتى یادآور می‏شویم:
۱- برخى از کوته نظران خواسته‏ اند آیه را گواه بر عدم عصمت پیامبر بگیرند، در حالى که از نظر محققان آیه از دلائل نقلى عصمت او می‏باشد، و در حقیقت، باریک بینان و ژرف نگران از درختى که در نظر مخالفان تلخ است میوه شیرین چیده و خلاف مقصود آنان را استخراج کرده‏اند.
۲- لازم است در تعیین فاعل فعل «کادوا» که ضمیر متصل «و ان کادوا لیفتنونک» از آن حاکى است، دقت کنیم ظاهر آیه نشان می‏دهد که مقصود از ضمیر «کادوا» همان مشرکان است و فاعل «لیفتنونک» نیز از آن حاکى میباشد، و روى هم رفته مفاد آیه این است: مشرکان نزدیک شدند که او را بفریبند، و در این آیه سخنى از نزدیک شدن پیامبر (ص) به میان نیامده است .
۳- آیه «ولولا ان ثبتناک لقد کدت ترکن الیهم شیئاً قلیلاً» از دو جمله که یکى شرط (ثبتناک» و دیگرى جزا (لقد کدت ترکن) تشکیل یافته است و لفظ «لولا» در زبان عرب، معادل «اگر نبود» (یا اگر نه این بود) در زبان فارسى است در این صورت مفاد آیه این است اگر نه این بود که تو را ثابت قدم نگه داشتیم، نزدیک بود که به آنها متمایل شوى، ولى تثبیت الهى مانع از تحقق نزدیکى شد، نه تنها میل و انعطافى از تو سر نزد، بلکه به آن هم نزدیک نشدى.
۴- این ثبیت الهى، جز تثبیت در مرحله فکر و اندیشه، آنگاه در مرحله عمل و رفتار چیزى نیست؛ یعنى لطف الهى آنچنان شامل حال او گردید که قرب به مشرکان و سازش با آنها درباره پرستش بتان آنها، نه در ذهن و اندیشه او جوانه زد و نه در خارج جامه عمل پوشید.
و تثبیت به این معنى جز عصمت و «تسدید» پیامبران به وسیله روح القدس و غیره چیز دیگرى نیست.
۵- باید توجه داشت که این تثبیت به یک مورد و دو مورد اختصاص ندارد، بلکه پیوسته شامل حال او می‏باشد زیرا همان جهت که سبب شد خدا به پیامبر در این مورد خاص، استقامت قدم و استوارى گام بخشد، در دیگر موارد نیز وجود دارد، و جهتى ندارد که در یک مورد او را تثبیت کند و در مراحل دیگر او را به خود واگذارد.
۶- تثبیت الهى آنچنان نیست که عنان اختیار و آزادى را از کف برباید و دیگر، پیامبر تثبیت شده نتواند بر خلاف آن کارى صورت ‏ندهد بلکه با این وضع میتواند یکى از دو طرف کار را برگزیند براى بیان این جهت در آیه سوم می‏فرماید:
«اذا لا ذقناک ضعف الحیوه وضعف الممات ثم لا تجدلک علینا نصیراً»
«در این موقع دو برابر عذاب (مشرکان) را در زندگى این جهان و جهان دیگر به تو می‏چشانیم، آنگاه در برابر ما یاورى پیدا نمی‏کردى».
با توجه به این نکات روشن شد که نه تنها مفاد آیه در کام «عدلیه» که عصمت را حالت لازم در پیامبران می‏دانند، تلخ نیست، بلکه بسیار شیرین و نوید بخش است و آن این است که: خداوند پیامبر خود را به خود او واگذار نمیکند و در لغزشها و سراشیبی‏ها به او تثبیت و استوارى می‏بخشد و او را از قرب و نزدیک شدن به گناه (تا چه رسد به خود آن) باز می‏دارد.
و در حقیقت، جمله «ولولا ان ثبتناک لقد کدت ترکن» بسان «ولولا فضل الله علیک و رحمته لهمت طائفه ان یضلوک»(نساء /۱۱۳) است جز این که آیه مورد بحث مربوط به تثبیت در برابر گناه و آیه دوم مربوط به صیانت پیامبر از لغزشهاى سهوى و غیر عمدى است و با صرف نظر از این تفاوت شیوه بیان و نحوه دلالت در همه‏ یکسان است .



[ موضوع ] : حوزه علمیه
[ برچسب ها ] :
ن : عبدالهی
ت : سه شنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۶
نظر شما در مورد اين پست چيست ؟

دیدگاه خود را به ما بگویید.

 
 
  آقا " تقصیر " شما نیست ... که " تصویر "شما نیست من آیینه ای پر شده از گرد و غبارم ..!  
 
محمد بن حسن عسکری (عج) آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله، صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.