تفکر و تعقل در اندیشه امام علی (علیه السلام)

«نعوذ بالله من سباب العقل» از خفتن عقل به خدا پناه می برم. این کلام از فرمایشات امیر المومنین (علیه السلام) است. آیا عقل هم خفتن دارد؟ خفتن عقل به چه معناست؟ عقلی که به خواب می رود یعنی تعطیل می شود و صاحب آن قادر به استفاده از آن نیست و در این حالت آن چنان کار خطرناک می شود که مولا علی(علیه السلام) می فرماید: به خدا باید پناه برد. جایگاه عقل در کلام امیر المونین تا آنجاست که حضرت، عقل را فرستاده خداوند سبحان می داند «العقل رسول الحق: عقل فرستاده حق است». و همچنین می فرماید: «العقول ائمه الافکار: عقل ها پیشوایان و جلوداران اندیشه و فکر انسان هستند».
در جایی دیگر حضرت تنها چیزی که انسان می تواند در برابر حوادث روزگار از آن کمک بگیرد را عقل می داند:« لا یستعان علی الدهر الا بالعقل: در برابر روزگار تنها از عقل می توان کمک گرفت».همچنین می فرماید: « الجمال فی اللسان و الکمال فی العقل: زیبایی در زبان است و کمال در عقل» یعنی زیبایی انسان بوسیله زبان او نمایان می شود و کمال از طریق عقل حاصل می شود.« العقل اصل العلم و داعیه الفهم: عقل ریشه علم و دانایی است و انگیزه فهم».
شجاعت با آنکه در نظام اخلاقی و ارزشی اسلام از جایگاه رفیعی برخوردار است اما حضرت شجاعت را نیز بی نیاز از عقل نمی داند «کل نجده تحتاج الی العقل: هر شجاعتی نیازمند عقل است» چون اگر عقل نباشد شجاعت به بی پروایی تبدیل می شود که نتیجه آن پشیمانی است. فلذا امام علی (علیه السلام) حکم کلی می دهند که «لا عدم اعدم من العقل: هیچ نادری نادرتر از عقل نیست».انسان برای حرکت در مسیر صحیح به شناخت راه از بر راهه نیاز دارد، حضرت وسیله ی شناخت راه از بی راهه را نیز عقل می داند «از عقلت تو را همین بس که راه و بی راهه را بر تو روشن سازد». یعنی اگر کمترین بهره ای که انسان می تواند از عقل خود ببرد همین باشد که راه و بی راهه توسط عقل برای وی آشکار شود همین بهره ای برای ارزشمند بودن و رفعت درجه عقل کافی است. حضرت همچنین سردار سپاه حق را عقل و سردار سپاه شیطان را هوای نفس می داند چرا که می فرماید: «عقل سردار سپاه رحمن است و هوس فرمانده سپاه شیطان است و هر یک نفس را به سوی خود می کشاند، پس هر کدام پیروز شود نفس در طرف او قرار می گیرد». حضرت در کلامی دیگر عقل را نصیحت گری می داند که خیانت در کار او نیست« لا یغش العقل من استنصحه: عقل به کسی که از او راهنمایی بخوهد خیانت نمی کند». اهمیت عقل در نظر امیر المومنین تا آنجاست که می فرماید:« لا دین لمن لا عقل له: کسی که عقل ندارد، دین ندارد». انسان ها به دنبال توانگری و بی نیازی و غنا هستند و از ناتوانی و فقر و نیازمندی گریزان هستند. حضرت بالاترین و بهترین بی نیازی را خردمندی می دانند« ان اغنی الغنی العقل: بهترین توانگری خردمندی است». ادب از آن دسته فضائلی است که شک در ممدوح بودن آن ندارد. حضرت ادب را از نتایج و عواقب عقل می داند« الدین و الادب نتیجه العقل: دین داری و ادب نتیجه عقل است». در کلامی دیگر حضرت عقل را شریف می نماید: «عقل در حقیقت دوری کردن از گناه است و عاقبت نگری و هشیاری و احتیاط». انسان در طول عمر تجربیاتی به دست می آورند عده ای از این تجربیات برای ادامه ی مسیر زندگی استفاده و عده ای این تجربیات را فراموش و به تکرار اشتباهات گذشته می پردازد. حضرت در کلامی کوتاه، عقل را حفظ همین تجربیات می داند« العقل حفظ التجارب: عقل نگه داشتن تجربه هاست» و عاقل کسی است که این تجربیات را حفظ کند. عقل آن است که میانه روی کنی و از زیاده روی بپرهیزی و وعده دهی و خلف وعده نکنی و هر گاه به خشم آمدی برد باری نشان دهی.

گردآورنده: غلامرضا غضنفری



[ موضوع ] : احادیث و روایات اسلامی
[ برچسب ها ] :
ن : عبدالهی
ت : جمعه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۴
نظر شما در مورد اين پست چيست ؟

دیدگاه خود را به ما بگویید.

 
 
  آقا " تقصیر " شما نیست ... که " تصویر "شما نیست من آیینه ای پر شده از گرد و غبارم ..!  
 
محمد بن حسن عسکری (عج) آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله، صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.